تبليغاتX
*عشقولانه* > example:
لطفا کليک کنيد .نارماک.صفحه خانگي شما Free Web Counters
امار بازديدکنندگان

.:عشقولانه:.

زندگي يعني مرگ و مرگ هم يعني زندگي پس درود بر مرگ
                    
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 12:4  توسط کامران  | 

                                          

۱۰ روز دیگه تولد من هست  .........مرغ بریان در خدمت باشیم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 15:10  توسط کامران  | 

 و

= <= <=  <= <=نوشته شده توسط کامران در ساعت عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 15:27  توسط کامران  | 

 ــــــــاهنگ از دی جی مصی ـــــــ (پیشی بیا منو بخور) البته در اینجا منظور از من جوجه هست...

 

پیشی بیا منو بخور

 ReMix شامل قشنگترین آهنگهای منصور میشه که همشون مجددا و با کمی تغییر میکس شده و با کیفت خیلی بالا ضبط شده اند.

 اگه کسی بخواد به زودی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:32  توسط کامران  | 

حامد حاکان   

آهنگ جدید حامد حاکان لالایی

دانلود ۱۲۸

دانلود ۶۴

آهنگ گوشی 

۵ تا آهنگ برای گوشی

دانلود

پانی 

سلام به همه دوستان عزیز

آلبوم جدید پانی هم اومد یه دختر که تو ایران رپ می خونه !

اسم آلبومش جنجال هست .

Intro

Ghalbaye Sangi

Faramoosh

PooChi

Khamoosh

Janjal

Bache Rapa

 


بازی 

بازی شطرنج جالب و زیبا برای Windows 95, 98, Me, 2000, XP در ضمن حجم این بازی هم خیلی کمه

می تونید امتحان کنید

 

 

دانلود             250 kb

سلام به همه دوستان عزیز

برای آهنگ منتخب روز ترک دختر فراری از گروه 0912

رو انتخاب کردم . با 2 کیفیت متفاوت

Farari  128k

Farari   64k

TapesH 

سلام به همه دوستان عزیز

اینم آلبوم جدید گروه TapesH یک گروه رپ ایرانی

در آلمان نام آلبوم  ما ایران هستیم !

HarKasi

Soghati

Khali Bandi

Tapesh Rap

Cheshme Man

Fardaye Iran

Rasti Va Beheshti

GooGoOSh

Bush


آهنگ ورزشی 

آهنگ ورزشی

این آهنگ در شبکه ۳ پخش میشه مربوط به ورزش

 

دانلود

 



SMS 

یک پکیج توپ از اسمس های جدید

 بخوانید و لذت ببرید

SMS

SMS

 

تم موبایل  

امروز اولین تم موبایل رو براتون میذارم یه تم برای S'60 Nokia امیدوارم خوشتون بیاد !!

لینک دانلود

 

 

آهنگ طنز  

۲ تا آهنگ طنز براتوون گذاشتم

خیلی خنده داره

 

گوز

فاطی فاطی

 


 

 

دانلود آهنگ اختار به پانی

 

   دانلود    ۶۸ 

  دانلود  ۱۲۸ 


بلاش 

سلام به همه دوستان آلبوم جدید بلاش هم اومد

آلبومش قشنگه دانلود کنید

 

Iran Barande Mishe

It's Been a Long Time

Midooni

Nagoo

 No Woman No Cry

Retro

Wanek Inti


زنگ گوشی  

۵ تا موزیک باحال برای موبایل

 

Ring

SMS

Ring

Ring

Ring



کلیپ محسن یگانه 

کلیپ محسن یگانه


سیاوش شمس  

سلام به همه ایران عشقی های عزیز

برای امروز یه گلچین زیبا از آهنگ های سیاوش شمس

رو آماده کردم حتما دانلود کنید

Asheghoone

Bargard

Baroon

Dokhtare Choopoon

Ghasre Yakhi

Hedyeye Iroon

Sahne

________

Just Bargard Track


 

سلام دوستان امروز براتون ویدیو اسی به نام بی چشم و رو رو آماده کردم.به همراه آهنگ این ویدیوجدید

دانلود ویدیو

دانلود آهنگ       ۱۲۸

دانلود آهنگ       ۶۴


Sohil Karami 

New Album Sohil Karami

Atre Ashgh

BaziCheh

Sarab

Nmikhamet

Boro Vase Hamishe

Remix

دل 

گاهی وقت ها آدم ها دلشون می گیره

اونم از نوع ناجور . که بیانش سخته

شاید این آهنگ بتونه بگه چشونه

شایدم درده دله منو !

Download


امین حیایی  

دیگه تو این زمونه هرکی با خانوادش دعواش میشه

خواننده میشه ! نمردیمو دیدیم امین حیایی هم خواننده شد

اسم این آلبوم بنده کویر هست

توصیه می کنم دانلودش کنید


روزبه  

سلام به همه دوستان عزیز آلبوم جدیده روزبه

با نام دختر کشی رو آماده کردم حتما بگیرید !

Track 1

Track 2

Track 3

Track 4

Track 5

Track 6

Track 7


Image and video hosting by TinyPic

فرخ -- بزن تار


dj_negar

دیجی نگار دوسم داری


LIDA

دانلود لیدا قلب دفتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 15:38  توسط کامران  | 






 

عاشقانه ها.....

عشق يعنی رازقي٬ يعنی نسيم

عشق يعنی مست گشتن از شميم

عشق يعنی آفتاب بی غروب

عشق يعنی آسمان٬ يعنی فروغ

عشق يعنی آرزو٬ يعنی اميد

عشق يعنی روشنی٬ يعنی سپيد

عشق يعنی غوطه خوردن بين دو موج

عشق يعنی رد شدن از مرز اوج

عشق يعنی از سپيده تا سحر

عشق يعنی پا نهادن در خطر

عشق يعنی لحظه لحظه ديدار يار

عشق يعنی دست در دستِ نگار

عشق يعنی عقل شد مدهوش تو

عشق يعنی لحظه لحظه بی قرار

عشق يعنی صبر٬ يعنی انتظار

عشق يعنی اشتياق و انتظار

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
ضربه سر زیدان
خوب مدتیه که سایت خیلی جنبه ی آموزشی گرفته . واسه همین تو این پست یه بازی فلش براتون میزارم . یه چند لحظه صبر کنید تا کاملا لود بشه . بعد شروع کنید و تا می تونید ماتراتزی رو بزنید . خداییش عجب کله ای زد زیدان ...

 
 
نظر یادتون نره

 
* به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!! فقط يه بچه اين وسط كمه! 

* آخرين فيلم  در حال ساخت سينماي ايران :  زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح

* دستانم را بر کمرت حلقه میزنم.لبانم را بر لبانت میگذارم و از عصاره وجودت ميكشم با تمامه وجود فریاد میزنم،دوستت دارم شیشه نوشابه!!!

* سلام من مامور گاز هستم میخواستم بیینیم اجازه میدی یه گاز از لپات بگیرم؟

* فتواي جديدتر علما :!!! احتياط واجب بر آن است که مسافر نماز را در قزوين بدون رکوع و سجده بخواند

* مژده، مژده، آلبوم جدید اندی به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا دیگه تو هم باید برقصی!!!

* نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود

*   -..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::-   (نفهميدي چيه...؟ آي كيو در حد... اخرين شعر رسيده از مريم حيدرزاده بود ديگه)
 

* راه هاي شناخت يك جواد: 1) اگه ديدي گوشيش 6600(66 دوخز) بدون كه طرف..... 2) اگه ديد يارو پي كي رو اسپورت كرده بدون كه طرف .... 3) اگه ديدي عشق تايتانيكه بدون كه.... 4) اگه دييد وقتي كه جنيفر رو ميبينه از حال ميره بدون كه طرف... 5) اگه ديدي كسي لاك قرمز زده بدون كه طرف... 6) اگه ديدي يكي اين اس ام اس رو ميخونه بدون كه طرف....

* خصوصيات دخترا:.......... 1) تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!  2)حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن  3) اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!  4) نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!  5) همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)  5)  از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن

 

**********************

* انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشث قكه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد

* موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه

 * چنين گفت زردشت:....عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ......

**********************

 




 

قابل توجه کلیه پسران خوشتیپ:

قابل توجه کلیه پسران خوشتیپ:

به تعدادی پسر خوشتیپ جهت دوستی با تعدادی دختر زیبا،مهربان،خوشتیپو مکش مرگ من نیازمندیم.

متقاضیان دوستی میتوانند شرایط زیر را مطالعه کرده و در صورت دارا بودن شرایط زیر اقدام نمایند.

شرایط زیر عبا رتند از:

۱) خوشتیپ و خوش قیافه

۲)خوش هیکل و باکلاس

۳)مهربان و احساساتی!!!

۴)غیرتی  و وفادار

۵)مایه دار و دست و دل باز

۶)دارای موبایل و ماشین بالاتر از (پژو جی ال ایکس)

۷)بامزه و شلوغ و مسلط به جدیدترین جکهای روز!!!

۸)ترجیحا دانشجو(۲۰ الی ۲۵)

۹)محل زندگی بالا تر از ونک(شرمنده کلیه بر و بچ پایین شهر)

بچه های خوب حالا میتونید جهت دوستی،با دارا بودن شرایط فوق ودر دست داشتن شناسنامه هاتون

به تلفن های زیر زنگ بزنید!!!!

نکته!!!از پذیرفتن کودکان زیر ۲۰ سال معذوریم(اشکال نداره بزرگ میشید یادتون میره)و همچنین

شرمنده ی کلیه ی پسرای اسکل،جواد ،ضایع،خسیس،مصیبت،تول و چتر ..شما واجد شرایط نمی

باشید.!

زنگ فراموش نشه مطمئن باشید پشیمون نمی شوید(اعتماد از شما،ضد حال از ما)

                  هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

 





 

تست خواب......

تست خواب
 
آيا مي دانيد طرز خوابيدن شما نشان دهنده ي شخصيت شماست؟
 
 جهت پي بردن به شخصيت دروني خود ، با توجه به طرز خوابيدنتان به روي يكي از عكس هاي زير كليك كنيد.
 
 




 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 17:21  توسط کامران  | 

گور من بگشوده لب خندد که ای مسکین بیا !

خاطرت آسوده سازم زین غم دیرین بیا !

تا به کی چشم انتظار یوسفی یعغوب وار؟!
بس کن این افسانه را دیگر مباش امیدوار !
گریم و گویم که دل رنجیده نالانش مکن

نا امید از دیدن آن شاه خوبانش مکن

من نمی میرم که تو پنهان کنی عشق مرا

عالمی باید بداند قصه ی مهر مرا

کلبه ام ویرانه از آه سحر گاهان شده ست

قصه ام ورد زبان جمله مشتاقان شده ست

عاقبت او بشنود آهنگ محزون دلم

غرقه در دریا نگردم، آرد او بر ساحلم

قاصدک می آید و پیغام یارم می دهد

نور امیدی به چشم اشک بارم می دهد

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 19:24  توسط کامران  | 

نظر شما چیه؟
              
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 21:50  توسط کامران  | 

        

                                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 15:37  توسط کامران  | 

...







+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 13:0  توسط کامران  | 

-------تبلیغات شما در اینجا--------
       

                               منتظر شما هستیم                           

                                                         ۳۳      ۱۴     ۵۱۱    ۰۹۳۲

[ کشف یک روستای عجیب در کرمان؛ غارنشينان برهنه ای که از برگ درختان تغذيه مي‌كنند                   

ساكنان اين روستا هيچ اطلاعي از خدا دين، اسلام و ولايت ندارند و هرگز در طول عمر خود وسيله نقليه نديده‌اند. حتي در طول زندگي خود از دارو و دكتر نيز استف...

بر زمين لجبازي "پاي نفشار" که سخت "لغزنده" است

    ::. انجمن فروغ فرخ زاد .::

بهار غريب
من به درماندگي صخره و سنگ
من به آوارگي ابر ونسيم
من به سرگشتگي ‌آهوي دشت
من به تنهايي خود مي مانم
من در اين شب كه بلند است به ان...

يه روز ابادانيه از تهرونيه ميپرسه اهل كجايي با افتخار ميگه اهل آفريقاي جنوبي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 20:53  توسط کامران  | 

ان روزها..........

 

سال نو بر همگان مبارک

 

                                                                               

آن روزها

حساب ثانیه ها را هم داشتم

از ساعت دقیق تر

تا دوباره کی تو را میبینم

آن روزها خیالی جز تو در ذهن خام من نبود

خیالی که فقط خیال بود

آن روزها سال فقط یک فصل داشت

گل یخ عطر نسترن می داد

زمین گرم بود

و دستان من و تو

آن روزها چشمانم تنها تو را منتظر بودن ...

در پس غبار زمان

کنج خلوت دلم

جز آرزویی مانده ناکام

که آنقدر ها هم بزرگ نبود

و قابی خالی

که هیچ وقت عکسی نداشت

چیزی برایم نمانده

 

آن روزها

من فقط تو را میخواستم و بس ...


نه!نرو!صبر کن
قرارمان اين نبود
بايد سکه بيندازيم
اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم
.....صبر کن سکه بيندازيم
اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو!

 


لبي که خنده ندارد شکاف ديوار است به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

 


مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود *****
انقدر براي غربت تک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد****
بيچاره آن خروسي که با صداي ساعت شماطه دار از خواب برمي خيزد****
خوش به حال آن موجود راحتي ،که شيطان برايش درد دل مي کند .****
سالهاست که کاممان را با حقيقت هاي تلخ شيرين مي کنيم .****
زن شکسته ترين و خميده ترين ، ايستاده دنيا است ****

براي چشيدن طعم شيرين لحظه ها لبخندي کافيست****

.....................

................

..........

....

.

م1000رتبه 900 جمله عاشقانه را در 800 جاي مختلف به 700 زبان پيش 600 نفر مطرح کردم 500 بار براي انها 400 جمله ان را به 300 زبان مختلف در 200 برگ ثبت نمودم 100 بار براي تو در 90 روز،روزي 80 دقيقه 70 جمله دارم. 60 بار در 50 روز،روزي 40 دقيقه ان را تکرار کردم 30 تاي ان را اموختي در عرض 20 دقيقه،10 بار 9 سوال کردم 8 مرتبه به 7 سوال من 6 جواب رد دادي در فاصله 5 روز 4 مرتبه تو را به 3 جاي مختلف دعوت کردم،2 ساعت خواهش کردم تا اينکه گفتي "دوستت دارم".


ميگي از گل خوشت ميادولي وقتي بوش ميکني عطرشو ازش ميگيري.ميگي از بارون خوشت مياد ولي وقتي مي باره چتر ميگيري زيرش.ميگي از نور خوشت مياد ولي وقتي افتاب طلوع ميکنه ميري تو سايه.ميگي از دريا خوشت مياد ولي وقتي طوفانيه نميري جلوش.ميگي از درختا خوشت مياد ولي وقتي ميري جنگل ميترسي گم بشي.ميگي غروب خورشيد قشنگه ولي وقتي غروب ميکنه بد بختي هات يادت مياد....................


لحظه ها   ......

ارزش يك سال را دانش اموزي كه مردود شده ميداند
ارزش يك ماه را مادري كه فرزندي نارس به دنيا اورده
ارزش يك هفته را سردبير يك هفته نامه ميداند
ارزش يك ساعت را عاشقي كه انتظار معشوق را ميكشد
ارزش يك دقيقه راشخصي كه از قطار جا مانده
ارزش يك ثانيه را انكه از تصادفي مرگبار جان به در برده


دوست ...... من معتقدم که :؟اگه خواستی شما نقطه بذار

                                                                      

 

....::: کلیپ ناز (تقدیم به شما) :::.....

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:0  توسط کامران  | 

extasy
این هم جدیدترین نوع قرص اکس  

تولد اکستازی

اولین بار این مواد در سال 1914 توسط کشور آلمان ساخته‌شد و به عنوان کم کردن اشتها در جنگ جهانی دوم بر روی سربازان مورد امتحان قرار گرفت. در سال 1985 در کشور هلند به عنوان ضد‌‌ افسردگی استفاده گردید.

قرص های اکستاسی با تأثیر گذاشتن مستقیم روی مغز با عث توهم می شوند  <توهم>  جونای ما بدون اکس تو توهم وای به روزی که ..... فقط عشقولانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 15:15  توسط کامران  | 

دوستت دارم
هميشه وقتی به تو می گفتم

: " دوستت دارم "

نگاهت آنچنان قصر شيشه ای قلبم را فرو می ريخت که

ديگر يارای نفس کشيدنم نبود

صدايت چنان رعشه ای بر وجودم می انداخت که صدای قلبم را

گنجشک پشت ديوار لمس ميکرد....

و امروز من همانم ....

هنوزهم قلبم برای نفس های گرم تو می تپد!

ولی ديوار قلبت را تارهای فراموشی در هم تنيده است

ديگر صدايت آن شور و عشق را ندارد ....

نگاهت را از من دريغ میکنی

بر تو چه شده است عزيز شبهای تنهايی من
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 14:53  توسط کامران  | 

يک روز گرم، شاخه اي مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ هاي ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روي زمين افتادند.

شاخه چندين بار اين کار را دد منشانه و با غرور خاصي تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت مي برد.

برگي سبز و درشت و زيبا به انتهاي شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت مي کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ي خشکي که مي رسيد آن را از بيخ جدا مي کرد و با خود مي برد. وقي باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خوش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتي که داشت از شاخه جدا شد و بر روي زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتي چشمش به آن شاخه افتاد بي درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روي زمين افتاد .

ناگهان صداي برگ جوان را شنيد که مي گفت: اگر چه به خيالت زندگي ناچيزم در دست تو بود ولي همين خيال واهي پرده اي بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کني نشانه ي حياتت من بودم.
تن آدمي كهن ترين دست نوشته است ، كه به دست خداوند نوشته شده است .
شما انتخاب نكرده ايد كه دودست يا دو چشم يا يك دهان داشته باشيد .
والدين شما هم نظري در باره نحوه طراحي بدنتان نداده اند.
اگر به بدن خود نگاه كنيد اغلب اعضاء را جفت مي بينيد.
اما در مركز صورت شما عضوي يگانه وجود دارد.
دهان ، زبان شما ، جايي كه مي توان از آن معناهاي بزرگ را بيان كرد.

كسي كه سخن مي گويد :
دوبار بايد ببيند .
دو بار بايد بشنود و بيانديشد .
دوبار بايد تمركز كند.
دوبار بايد به كار بندد.
همه قرباني زبان خويشيم . عضوي كه آرام پذير نيست . به ندرت پيش از تكلم مي انديشيم . " حتي در خواب هم حرف مي زنيم ".
براي شنيدن نواي هستي درون دو مانع وجود دارد . اول اصواتي كه خود ايجاد مي كنيم و دوم صداهاي دنياي بيرون . قلمرو سكوت ، منبع اصوات اول را كه در اختيار شماست خاموش مي كند.
هنگام شنيدن نواي درون به ديگران گوش نمي سپاريد.
اصوات بسياري در درون و بيرون شماست.
قلمرو سكوت ،‌ آرامشي است براي تنها و پر كارترين عضو اختياري بدن ،‌ يعني زبان .

ابتداآن را خاموش كنيد و سپس صداي جهان را .
هر يك از صداها را رديابي كرده ،‌ بشناسيد و به خود بگوئيد كه نبايد آن را بشنوم . اگر كلام قوي تر از شمشير است ،‌ پس هر كلمه اي كه مي گوئيم بايد ارزش بيآن كردن داشته باشد .
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 17:14  توسط کامران  | 

من می گویم
 

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌ رهاورد برگردي.
كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست.
مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.
و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.
مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود.
هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود.
درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد. مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.
درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.
درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!
درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست.


شايد کسي را که با او خنديده اي فراموش کني , اما هرگز کسي را که با او گريسته اي از ياد نخواهي برد.
(جبران خليل جبران)

روشن ترين خانه ء هرکسي , چشمان اوست , هنگامي که اميد ميهمان قلبش باشد.

هرگاه از خداي سبحان درخواستي داري ابتدا بر پيامبر اسلام (ص) درود بفرست پس حاجت خود را بخواه زيرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت يکي را برآورده کند و ديگري را باز دارد .



عيب کار اينجاست که من " آنچه هستم " را با " آنچه بايد باشم " اشتباه مي کنم ،
خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم


بچه شوخي شوخي سنگي به قورباغه زد...اما قورباغه جدي جدي مرد 
 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 10:40  توسط کامران  | 

You+I=Lo0o0o0o0vE
love

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 8:17  توسط کامران  | 

.×.×.×.×
narmak.kamran


 غصه ميخوردم کفش ندارم ، يکي را ديدم ، پا نداشت.


روزي زيبايي و زشتي در ساحل درياي به هم رسيدند آن دو به هم گفتند: بيا در دريا شنا کنيم. برهنه شدند و در آب شنا کردند، و زماني گذشت و زشتي به ساحل بازگشت و جامه هاي زيبايي را پوشيد و رفت. زيبا نيز از دريا بيرون آمد و تن پوشش را نيافت، از برهنگي خويش شرم کرد و به ناچار لباس زشتي را پوشيد و به راه خود رفت. تا اين زمان نيز، مردان و زنان، اين دو را با هم اشتباه مي گيرند. اما اندک افرادي هم هستند که چهره زيبايي را مي بينند، و فارغ از جامه هايي که بر تن دارد، او را مي شناسند. و برخي نيز چهره زشتي را مي شناسند، و لباسهايش او را از چشمهاي اينان پنهان نمي دارد.


وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد.


ديروز تمام خاطرات با تو بودنم را دور ريختم!!!و امروز هر چه

مي گردم خودم را پيدا نميکنم!!!!



ميشه مثل يه قطره اشک بعضي هارو از چشمات بندازي!!!

ولي هيچوقت نميتوني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن

بعضي ها از چشات جاري ميشه!!!!!


به او گفتم: مرا دوست داري؟
گفت: بله
گفتم: مثلاً چقدر ؟
گفت: به اندازه ستاره هاي آسمون
به آسمون نگاه کردم، ديدم هوا ابري است.....!!


aghebate chat bazii zeyadعاقبت چت کردن زیاد دختر خانوم ها

                                            


                                          

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 1:8  توسط کامران  | 

فوکس_باسیلیسک
foox_basilisk . . . . narmak1363 

بيا شبونه ببخشيم چتر دستامونو به اون غريبه که بي چتر زير بارونه


افلاطون را گفتند: چگونه است که هرگز غمگين نباشي؟
گفت:دل در چيزي نبردم که اگر از دست من بشود از پاي در آيم...

من نه آنم که زبوني کشم از چرخ فلک چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد
☺ سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند.
☺ در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.(پائلو)
ميروم دل مردگي ها را ز سر بيرون کنم.گر فلک با من نسازد .چرخ را وارون کنم.....

خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:56  توسط کامران  | 

بچه کولوچه
 


غرور عمر ما هنوز مرگ بد ثانيه هاست چاره کار ما فقط خريدن عقربه هاست
بين ديوار چشم تو پل عبور رد شدنه چاره اين دلوابسي تحمل خم شدنه


 آموخته ام كه...

وقتي ، به هيچ طريقي قادر نيستم كمك كنم ، مي توانم براي او دعا كنم


آموخته ام كه...

هر چه زمان كمتري داشته باشم ، كارهاي بيشتري انجام مي دهم


آموخته ام كه...

وقتي سعي مي كني عملي را تلافي كرده و حسابت را با ديگري صاف كني،

تنها به او اجازه مي دهي بيشتر تو را برنجاند


آموخته ام كه...

 اگر پنج دقيقه وقت براي نوشتن داريد آن را صرف تراشيدن مداد خود نكنيد


اگر کليد قلبي رو نداري قفل نکن. به چشمان کسي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت.به کسي سلامي نده اگه خداحافظي در پيش است.دست کسي را نگير اگر رها خواهي کرد.به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت هست


آرزو داشتم بالهاي تو بودم اگر من نبودم پرواز کردن برايت امکان نداشت
و آرزو داشتم بهار فصلهايت بودم چون اگر من نبودم گلهاي زيبا باز نميشدند


باد وزيدن گرفت ... قطرات باران به صورتـم حمله ور شدند! اشکها غافلگير شده بودند. چه زيبا بود جنگ اشک و باران. چه زيبا بود استقامت اشک در مقابل هجوم لشگر باران


اگه يه روزي يکي بهت گفت دوستت دارم تو سعي نکن بهش بگي دوستش داري.اگه بهت گفت عاشقتم تو بهش نگو عاشقشي.اگه گفت تو همهء زندگيش هستي تو بهش نگو تموم زندگيته.چون يه روزي مياد بهت ميگه از تو متنفر شده اونوقت تو نمي توني بهش بگي از اون متنفري.



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 16:26  توسط کامران  | 

khili bahale negah kon be kamran nazar bede

این بچه ها از برو بچس باحال وبلاگ نارماک هستن

اینا پارتی بودن(استامینفون پارتی).....................

شما هم اگه خواستی من خودم پارتی می گیرم

مهمون من منتظرم.........................نارماک*.*.*

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 15:56  توسط کامران  | 

سخنی از کامران
*اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد


*اگر دو خرگوش را دنبال كنيد، هر دويشان فرار خواهند كرد. اگر در خلاف جهت باد حركت كنيد، هرگز موفق به گرفتن آن نمي شويد. پس: بدانيد كه براي موفقيت بايد بر هدف خود تمركز كنيد چراكه تقسيم تمركز به تقسيم موفقيت مي انجامد. و براي كسب موفقيت، راهش را بشناسيد و اگر مي خواهيد به نتيجه مطلوب نائل آييد، با شناخت كافي پيش برويد.


*مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها زندگي نميکرديم


*- دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است . ( پاسكال )


*انسان ها دو دسته اند :

آن هايي که بيدارند در تاريکي و

آن هايي که خوابند در روشنايي . >>>>شما از کدوم دسته هستید


*دلم تنگ است دلم ميسوزد از باغي که ميسوزد نه ديداري نه بيداري نه دستي از سر ياري مرا ااشفته ميدارد چنين


اشفته بازاري عجب اشفته بازاريست دنيا  دل من....


*لاو..هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي
هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي

اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند


*عشق از دوستي پرسيد:
تفاوت من و تو در چيست؟
دوستي گفت : من ديگران را به سلامي
با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي.
من به دروغي ديگران را از هم جدا
مي كنم تو با مرگ.
*امید  اگر از پايان گرفتن غمهايت نا اميد شدي
به خاطر بياور که......
زيباترين صبحي را که تا به حال تجربه کردي
مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي
که هيچ دليلي براي تمام شدن نميديد
*یادداشت شب  من گريستن زير باران را بسيار دوست دارم. زيرا کسي اشهايم را نميبيند.
*بگذار هر روز رويايي باشد در دست رس
بگذار هر روز عشقي باشد در دل
بگذار هر روز دليلي باشد براي زندگي.
*من بي تو در غروب نشستم
من بي تو در سکوت نشستم
تا در غروب من تو بتابي
تا در سکوت من تو بگويي
من با تو از غروب گذشتم
من با تو از سکوت گذشتم
تا آنکه از تو بمانم
تا آنکه از تو بگويم...
*دوستی  من گمان مي كردم
ذوستي همچون سروي سر سبز
چهار فصلش همه آراستگي است
من چه مي دانستم
هيبت باد زمستاني هست
من چه مي دانستم
سبزه مي پژمرد از بي آبي
سبزه يخ ميزند از سردي دي
من چه مي دانستم
دل هر كس دل نيست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بي عاطفه اند
*اگر دو عبارت "خسته ام" و "حالم خوش نسيت" را از زندگي خود پاک کنيد، نيمي از بي حالي و بيماري خود را مداوا کرده ايد.
*هيچ وقت
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد
امشب دلي كشيدم
شبيه نيمه سيبي
كه به خاطر لرزش دستانم
در زير آواري از رنگ ها
ناپديد ماند

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 19:20  توسط کامران  | 


روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتو مبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه آجري به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد.مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است.

به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو،جايي که برادر فلجش از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند.برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش به زمين افتاد و من زور کافي براي بلند کردنش ندارم.براي اينکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.

مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذرخواهي کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به آرامي به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به سويتان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند،اما بعضي وقت ها،زمانيکه ما وقت نداريم گوش کنيم،او مجبور مي شود پاره آجري به سوي ما پرتاب کند.اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه.
بهتر است‌ عشق‌ را به‌ خانه‌تان‌ دعوت‌ كنيد!
خانمي‌ از منزل‌ خارج‌ شد و در جلوي‌ در حياط با سه‌ پيرمرد مواجه‌ شد. زن‌ گفت‌: شماها رانمي‌شناسم‌ ولي‌ بايد گرسنه‌ باشيد لطفا به‌ داخل‌ بياييد و چيزي‌ بخوريد. پيرمردان‌ پرسيدند: آيا شوهرت‌منزل‌ است‌؟

زن‌ گفت‌ : خير، سركار است‌. آنها گفتند: ما نمي‌توانيم‌ داخل‌ شويم‌. بعد از ظهر كه‌ شوهر آن‌زن‌ به‌ خانه‌ بازگشت‌ همسرش‌ تمام‌ ماجرا را برايش‌ تعريف‌ كرد. مرد گفت‌: حالا برو به‌ آنها بگو كه‌ من‌ درخانه‌ هستم‌ و آنها را دعوت‌ كن‌. سپس‌ زن‌ آنها را به‌ داخل‌ خانه‌ راهنمايي‌ كرد ولي‌ آنها گفتند: ما نمي‌توانيم‌با هم‌ داخل‌ شويم‌ .

زن‌ علت‌ را پرسيد و يكي‌ از آنها توضيح‌ داد كه‌: اسم‌ من‌ ثروت‌ است‌ و به‌ يكي‌ ديگرازدوستانش‌ اشاره‌ كرد و گفت‌ او موفقيت‌ و ديگري‌ عشق‌ است‌. حالا برو و مسئله‌ را با همسرت‌ در ميان‌بگذار و تصميم‌ بگيريد طالب‌ كداميك‌ از ما هستيد! زن‌ ماجرا را براي‌ شوهرش‌ تعريف‌ كرد.
شوهر كه‌بسيار خوشحال‌ شده‌ بود با هيجان‌ خاص‌ گفت‌: بيا ثروت‌ را دعوت‌ كنيم‌ و منزلمان‌ را مملو از دارايي‌نماييم‌. اما زن‌ با او مخالفت‌ كرد و گفت‌: عزيزم‌ چرا موفقيت‌ را نپذيريم‌! در اين‌ ميان‌ دخترشان‌ كه‌ تا اين‌لحظه‌ شاهد گفت‌ و گوي‌ آنها بود گفت‌: بهتر نيست‌ عشق‌ را دعوت‌ كنيم‌ و منزلمان‌ را سرشار از عشق‌كنيم‌؟ سپس‌ شوهر به‌ زن‌ نگاه‌ كرد و گفت‌: بيا به‌ حرف‌ دخترمان‌ گوش‌ دهيم‌، برو و عشق‌ را به‌ داخل‌دعوت‌ كن‌،
سپس‌ زن‌ نزد پيرمردان‌ رفت‌ و پرسيد كداميك‌ از شما عشق‌ هستيد؟ لطفا داخل‌ شويد ومهمان‌ ما باشيد. در اين‌ لحظه‌ عشق‌ برخاست‌ و قدم‌ زنان‌ به‌ طرف‌ خانه‌ راه‌ افتاد. سپس‌ آن‌ دو نفر هم‌ بلندشده‌ و وي‌ را همراهي‌ كردند .
زن‌ با تعجب‌ به‌ موفقيت‌ و ثروت‌ گفت‌: من‌ فقط عشق‌ را دعوت‌ كردم‌! دراين‌ بين‌ عشق‌ گفت‌: اگر شما ثروت‌ يا موفقيت‌ را دعوت‌ مي‌كرديد دو نفر از ما مجبور بودند تا بيرون‌منتظر بمانند اما زماني‌ كه‌ شما عشق‌ را دعوت‌ كرديد، هر جا كه‌ من‌ بروم‌ آنها نيز همراه‌ من‌ مي‌آيند .
هر كجا عشق‌ باشد در آنجا ثروت‌ و موفقيت‌ نيز حضور دارد .

در مطب دكتر به شدت به صدا درآمد.
دكتر گفت: «در را شكستي! بيا تو.»
در باز شد و دختر كوچولوي نه ساله اي كه خيلي پريشان بود، به طرف دكتر دويد: «آقاي دكتر! مادرم!» و در حالي كه نفس نفس مي زد، ادامه داد: «التماس مي كنم با من بياييد! مادرم خيلي مريض است.»
دكتر گفت: «بايد مادرت را اينجا بياوري، من براي ويزيت به خانه كسي نمي روم.»
دختر گفت: «ولي دكتر، من نمي توانم. اگر شما نياييد او مي ميرد!» و اشك از چشمانش سرازير شد.
دل دكتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر دكتر را به طرف خانه راهنمايي كرد، جايي كه مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود.
دكتر شروع كرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد. او تمام طول شب را بر بالين زن ماند؛ تا صبح كه علائم بهبود در او ديده شد.
زن به سختي چشمانش را باز كرد و از دكتر به خاطر كاري كه كرده بود تشكر كرد.
دكتر به او گفت: «بايد از دخترت تشكر كني. اگر او نبود حتما مي مردي!»
مادر با تعجب گفت: «ولي دكتر، دختر من سه سال است كه از دنيا رفته!» و به عكس بالاي تختش اشاره كرد.
پاهاي دكتر از ديدن عكس روي ديوار سست شد.
اين همان دختر بود!!
فرشته اي كوچك و زيبا!!
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 13:59  توسط کامران  | 

جوکهای باحال....
۱:..يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!                               ۲:  به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج! !!!!

۳:- از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان! (البته اشتباه کرده بود چون میشه: یونجه زارهای سر سبز اردبیل)...... 

۴:-از ترکه میپرسن: میدونی CNG مخفف چیه؟ میگه: سوخت نداریم جیگر

۵:عنكبوت اكس مي خوره فرش مي بافه

۶:آيا مي دونيد رشتي ها به آسانسور چي مي گن؟
تاكسي ديواري؟

۷:يكي از دوست تهرونيش ميپرسه موضوع ازدواجت چي شد تهرونيه ميگه خوبه 50% كار جلو رفته
طرف ميپرسه چطور
ميگه منو بابامو و مامانم راضي ايم ولي دختره و باباشو مامانش راضي نيستند.

۸:يه بار يه تركه پرتقال خوني ميخوره ايدز ميگيره!خوب بيد؟

۹:اصفهاني 1000 صلوات نذر مي كنه ميره وسط استاديوم آزادي ميگه محمدياش صلوات

۱۰:يه روز فيله با يه مورچه ازدواج مي كنه.دو روز بعد فيله ميميره.مورچه ميگه: اي روزگار!! دو روز باهاش زندگي كردم حالا يه عمر بايد براش قبر بكنم.

۱۱:تركه برف پاك كن را مي زنه . هيبنوتيزم ميشه !؟

۱۲:یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم.  

۱۳:

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
 
۱۴:
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 13:56  توسط کامران  | 

فاصله بین من و تو

کامران و شما ...................................................به نظر شما کدوم

gf.........و....bf هستن شما نظر بده


کوچک که بودم می دویدم تا به سایه ام برسم.

بزرگتر که شدم فهمیدم کسانی به سایه شان میرسند که روی زمین می خوابند!عشق من کامرانقلب منو زخمی نکن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 21:49  توسط کامران  | 

کلیپ مخصوص عشقولانه
  بیاااااااااااااااااااگه منو دوست داری بیا .........یه کلیپ۱ باحال نارماک.......کلیپ2 نارماک.........
کلیپ3 .........نارماک کلی بی ادبی4 ........نارماک کلیپ بامشاد5..........نارماک
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 15:9  توسط کامران  | 

5 وارونه
پنج وارونه چه معنا دارد
خواهر كوچكم از من پرسيد
پنج وارونه چه معنادارد
من به اوخنديدم
كمي ازرده وحيرتزده گفت
روي ديوارودرختان ديدم
بازهم خنديدم
گفت ديروزخودم ديدم کامران پسرهمسايه پنج وارونه به ..... ميداد
انقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد
بغلش كردم وبوسيدم وباخودگفتم
بعدهاوقتي بارش بي وقفه درد سقف كوتاه دلت راخم كرد
بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنادارد
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 23:10  توسط کامران  | 

عشق واقعی
هم کنار برکه نشسته بودیم .
 پرسید : برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟
 
!!!در حالیکه که از ته دل فریاد میزدم فقط برای تو، گفتم : برای هیچ
 
پرسیدم تو برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟
 
پاسخ داد: برای کسی که برای هیچ زنده مانده و زندگی میکند   من و .......

به گل گفتم:عشق چیست؟گفت از من خوشبوتره

 

 به پروانه گفتم :عشق چیست؟گفت از من زیباتره

 

به شمع گفتم:عشق چیست؟گفت از من سوزانتره

 

به عشق گفتم :آخر تو چه

 

 هستی ؟

 

گفت:من نگاهی

 

  بیش نیستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 22:21  توسط کامران  | 

الوووووووو...

الو ... صدای منو داری؟

   الو ... نفس می کشم هنوز ... الو!

                صدا قطع  و وصل می شه! الو ...

       خودت که نیستی حداقل یه جایی واستا صداتو بشنوم.

  الو ... الو ... نفس هام داره کم می اد.

    چرا اینقدر سردته؟ ...

          الو ... حالت خوبه؟

  الو ... چرا اینقدر این خط های محبت ظعیف اند؟

     اینجا داره بارون می آد. موهای من دوباره فر می خورن. شاید به خاطر اینه!

                 الو ... عشق قطع و وصل می شه!

       تقصیر خودته باید یه گوشی خوب بخری.

  آره همیشه همه چیز تقصیر منه ... باید موقع انتخاب خودم رو درست انتخاب می کردم.

          الو ... اَه ... الو ... آخه انتخابی در کار نیست ...

                  می دونی تو خیلی خوبی ... ولی ضعیفی.

     فکر می کنی اگر هنوز چشم برزخی داشتی منو چطوری می دیدی؟

       الو ... الو ... شـ .. ـکـ ... ـل ... الو ...

شکل چی؟

   ال ... آ ... دم ... اَه ...

        اینجا پر از دوده! انگار خدا می خواد دنیا رو دوباره بیافرینه!

  ... الو ... پس سعی کن ... دوباره متولد بشی ... الو ...

                  اَه ... مرده شوره این خط های ارتباط با خدا رو ببرن ... همیشه ضعیف اند!

         الو ... صدای منو داری؟

    آره صداتو دارم ... اما خودتو نه!

            الو ... چشمات سوسو می زنه!

      الو ... زندگی قطع و وصل می شه ... الو ...

                  الو ... من هنوز ... هنـ ... هنوز دوستت ... الو ...

              الو ... نفسات قطع و وصل می شه ... الو ...

     ... دارم ...

 

- بوق بوق بوق ...

- مشترک مورد نظر در قید حیات نمی باشد. لطفاً مجدداً شماره گیری نفرمایید ... بوق بوق بوق ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 21:45  توسط کامران  | 

شب تنهایی من.....
دشتها آلودست!در لجنزار گل لاله نخواهد روييد!!
در هواي عفن آواز پرستو به چه کارت آيد؟!!!
گل گندم خوب است!!!گل خوبي زيباست....
اي دريغا که همه مزرعه ي دلها را علف کين پوشاندست...!!!
هيچ کس فکر نکرد در مزرعه ي ويران شده ديگر نان نيست!!!
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند: که چرا سيمان نسيت؟!!!
وکسي فکر نکرد که چرا ايمان نيست؟!!!
و زماني شده است که به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست......
sholye eshghشبي پرسيدمش با بي قراري
به غير از من کسي را دوست داري
دو چشمش از خجالت بر زمين دوخت
ميان گريه هايش گفت آري
به دل گفتم که يارم مهربان است
که اينگونه سراغ دلربان است
دلم آوازه دادش ناگهاني
رخش با من دلش با ديگران است
درخت غم در وجودم کرده ريشه
به درگاه خدا نالم هميشه
جوانان قدر يکديگر بدانيد
اجل سنگ است و آدم مثل شيشه
گفت روزي بزرگ مي شوي و عاشق مي شوي گفتم روزي عاشق مي شوم و بزرگ مي شوم.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 20:3  توسط کامران  |